
به من بده دستهایت را
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن میگویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن میگوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست...
(1 لایک)
فردی هنگام راه رفتن پایش به سکه ای خورد.تاریک بود، فکر کرد طلاست. کاغذی را آتش زد تا آن را ببیند. دید 2 ریالی است.بعد دید کاغذی که آتش زده، هزار تومانی بوده.گفت: چی را برای چی آتش زدم.و این حکایت زندگی خیلی از ماهاست که چیزهای با ارزش را برای چیزهای بی ارزش آتش می زنیمو خودمان هم خبر نداریم.آرامش امروزمان را فدای چشم و هم چشمی ها و مقایسه کردن های خود می کنیمو سلامتی امروزمان را با استرسها و نگرانی های بی مورد به خطر می اندازیم.ساده زندگی کنیم. (0 لایک) یک روز آرام...ما را در سایت یک روز آرام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 8:43